یادش بخیر امام عزیزمون حرف درستی میزد که با ابرقدرت ها مثل یک ابر قدرت حرف بزنید.
یادش بخیر شهید مظلوم بهشتی که گفت آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.
یادش بخیر شهید مطهری و شهید رجایی و ... را که خودشون و ملتشون را دست کم نمی گرفتند و پشتشون گرم بود. به چی؟؟ معلومه به قدرت خدا و وعده هاش توی قرآن. ولا تهنوا ولا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین.
سال ها از اون موج اولیه گذشت خیلی ها سر کار اومدند. هزار ماشاءالله ظاهرشون آخر اسلام بود و تا می تونستند از امام و مجاهدت در راه انقلاب مایه می گذاشتند و تا می تونستند به نام امام و به کام خودشون از انقلاب خرج می کردند. ظاهر را داشتند اما از درون احساس ضعف می کردند جلوی ابر قدرت ها کوتاه میومدند. اگر در ظاهر هم بنا به ملاحظاتی چند تا بد و بیراه به آمریکا می گفتند در باطن می گفتند ما نوکر شماییم بازاری برای اجناسشون راه انداخته بودند بی همتا. به نظر شما دلیل وجود اینهمه اجناس آمریکایی و اسرائیلی در کشوری که سردمدار مبارزه با اونهاست چه معنی داره؟؟؟
دوباره بعد از چند سال کسی پیدا شد که از زبان امام و با منطقش حرف بزند . کار را برای خدا کند فقط همین. قبلی ها می گفتند آقایان قلدر ما شما را قبول داریم جون مادرتون شما هم ما را قبول کنید بیایید با هم گفتگوی تمدن ها کنیم. اصلا از چی خوشتون میاد؟؟ دموکراسی و آزادی از نوع آمرکاییش؟؟ باشه اونم روی چشم فقط ما را هم بازی بدید. اما الان چی از ایران شنیده می شه؟؟ مرتب برای اونها این پیام مخابره می شه که وهم نگیردتون فکر نکنین عددی هستید. باید ما را قبول کنید. هر چی بازی کنید باهاتون بازی می کنیم نه چیزی کم داریم نه احتیاجی بهتون داریم. این شمایید که باید خودتون را درست کنید. اصلا چهار تا سئوال اساسی ازتون می کنیم هر وقت جواب دادید. اون وقت یک فکری می کنیم.

به نظر شما رو حرف کدومیک بیشتر حساب باز می کنند؟؟ کسی که اعتبار برای خودش گدایی می کند یا کسی که تازه اعتبار اونها را هم زیر سئوال می برد؟؟ کسی که با قدرت وارد میدان میشه حساب بیشتری روش باز می کنند یا کسی که خودش هم خودشو قبول نداره؟؟ اصلا گفتمان احمدی نژادی بیشتر طرفدار دارد یا گفتمان خاتمی ها و هاشمی ها؟؟ افکار عمومی جهان کدامیک را بیشتر می شناسد؟؟؟
تحقیقات مفصل و جالبی در این باره کردم و رد های جالبی را در این میان گرفتم. دفعه بعد بهتون ثابت می کنم چه کسانی در دنیا محبوبیت و مقبولیت بیشتری دارند؟؟ ریشه افکار مسموم بر علیه ایران و اسلام و تشیع توی فضای اینترنت از کجا آب می خوره و آیا همون سلطه خبری که بر رسانه های صوتی و تصویری جهان حاکمه در محیط اینترنت هم وجود داره یا نه؟؟ و چه کسانی پشت این ماجرا هستند؟؟
این بار می خواهم معجزه قرآن را بهتون نشون بدم. اونهم از طریق مخالفان قرآن!!! اینکه بهتون ثابت بشه قرآن موجودی زنده است. خواننده اش را می شناسد و بنا به نیتی که به سراغش بروی همون جوری جوابت را میدهد. اگر دنبال هدایت باشی دو بال بهت میدهد و قلبت را روشن می کند و اگر با تکبر و از روی ناباوری بگویی ماذا اراد الله بهذا مثلا چنان سینه ات تنگ می شود که انگار برای به آسمان رفتن دچار نفس تنگی شده ای.
فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فی السماء کذلک یجعل الله الرجس علی الذین لا یومنون. هر که را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه اش را برای اسلام بگشاید و هر که را که بخواهد در گمراهی گذارد، سینه اش را تنگ تر و تنگ تر کند چنان که گویی در آسمان بالا می رود. خدا اینچنین بر کسانی که ایمان نمی آورند پلیدی می نهد.

در هر دو صورت اسلام برای بالا بردن به سمت آسمان است . اینکه بدون حب و بغض و لجاجت سخنش را بشنوی مثل اکسیژنی می ماند که در این صعود به کارت می آید. کمی بالاتر بری اکسیژن کم تر و کمتر می شه و تا جایی که از شدت کمبود اکسیژن سینه ات تنگ تر و تنگ تر می شود و ناچار خفه خواهی شد. قرآن و اسلام می خواهد که تو را بالا ببرد اما بدون اکسیژن بدتر به زمین می خوری. سلاحی در دست توست و استفاده از آن بسته به خودت است. می تونی با این سلاح خود زنی کنی و می تونی باعث امنیت شوی.
سخن کوتاه در ادامه مطلب یکی از پست های وبلاگی را براتون میارم که پاتوق اصلی مخالفت با اسلام است جایی که به خیال خودشون دارند ریشه اسلام را می زنند و می خواهند همه را از قید اسلام رها کنند. ببینید چه طور از جنایات الله بر مردم می گویند( استغفر الله) و چه طور همین آیات قرآن گمراهشون کرده و در قسمت مجازات های سادیستی در قرآن با تمام وجود این نکته را دریابید که ان جهنم لمحیطة بالکافرین.
در این پست نظر یکی از خوانندگان وبلاگ در دفاع از اسلام اومده و بعد نویسنده وبلاگ برای محکوم کردن اسلام از قرآن مثال آورده!!!!! خودتان قضاوت کنید.
ادامه مطلب
دوباره می رم سراغ خانم الف و ب(دوستانی هم که در جریان ماجرای خانم الف و ب نیستند بدونند که خانم الف یک روز در اتوبوس مورد حمله روانی خانم ب قرار می گیره بدون اینکه اونو بشناسه و یا کاری باهاش داشته باشه. دو پست هم در این باره نوشته شده: اگر شما بودید چه می کردید و رفتار ما)
فرض کنید داد و فریاد خانم ب و انگ تروریست زدن به خانم الف به دلیل مشکلات روانی و یا سرخوردگی از جایی و یا عقده های سر باز کرده نباشد. مثلا فرض کنید به قول یکی از دوستان خانم ب یک جیب بر ماهره که در ظاهر یک صلح طلب بد اخلاق ظاهر شده. تا خانم الف را تلکه کنه. اگر خانم ب بتونه خانم الف را بهم بریزه و در موضع انفعال قرار بده در همین شلوغی به راحتی به هدف خودش می رسه. خانم الف باید حواسش باشد یک بعد از اخلاق رسول الله رافت و رحمت است بعد دیگرش هشیاری و و باج ندادن
حالا بیایید با هم این خانم الف و ب را بزرگتر کنیم. منظورم از بزرگی چاق کردن اونها نیست مواظب باشید نترکند. می تونید خانم الف و ب را در قالب دو شرکت تجاری رقیب ببینید که شرکت ب با هیاهو و خراب کردن شرکت الف می خواهد قدرت و انحصار خودشو بیشتر کنه در این میان اگر شرکت الف به موضع انفعال پناه ببره و یا توجهی نکنه دقیقا در جهت هدف شرکت ب قدم برداشته.

حالا باز هم خانم الف و ب را بزرگتر کنید باز هم بزرگتر. بابا چه قدر ناخن خشکید باز هم بزرگتر خوبه. {جنسیت خانم الف و ب را کنار بگذارید}حالا فکر کنید این مسئله مربوط به موضوع دو کشوره و دو آقای رئیس جمهور الف و ب داریم. خب حالا آقای ب زورش زیاده همه هم ازش حساب می برند چشمش هم به همه دنیاست. زور می گه منطق نداره راه و بی راه هم بر چسب می چسبونه حامی تروریست، مخالف صلح، جنگ طلب، افراطی و... در حالی که خودش همه این صفات را داره و فرافکنی می کنه. آقای الف اگر از کوره در بره و بخواهد فحش های خودشونو جواب بده و یا نه اصلا کم بیاره و بگه آقا ما تسلیم، غلط می کنیم انرژی هسته ای داشته باشیم اصلا ما نوکر شما هر چی شما بگید آقای ب و دار و دسته اش پررو تر می شوند می بینند این حربه جواب داد 2 روز بعد میایند می گند آقا باید در مراکز تحقیقاتیتون را هم تخته کنید اصلا هر چی ما بگیم و در این صورت فاتحه .اما آقای الف خیلی زرنگ تر از این حرف هاست به جای این کار ها و عقب عقب رفتن. میاد کل حیثیت آقای ب را زیر سئوال می بره دروغ هاشون را رو می کنه. اصلا می ره تو کشور خودشون و حسابی پنبه شون را رشته می کنه. جلوشون هم می ایسته و می گه عددی نیستید نه از تحریمتون می ترسم و نه از جنگتون. البته از اون طرف هم حواسش جمعه، یار گیری را فراموش نمی کنه کسانی که دلخور بودند و جرات حرف زدن نداشتند را هم شیر می کنه. کلا توپ را توی میدون آقای ب می اندازه و میگه حالا شما بازی کن. رفتار آقای الف در اینجا هم کاملا مطابق با رفتار رسول خداست. چون پشتش به خدا گرم است چون روی حرفشش می ایستد و به این نکته اعتقاد دارد که الموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاة فی موتکم قاهرین.
خب اگه گفتید جواب معمای آقای الف و ب چی می شه؟؟؟ آقای الف می شه................. آقای احمدی نژاد و آقای ب می شه ................آقای بوش
(نه خداییش فکر می کردید از خانم الف و ب به اینجا برسم اونهم چه قدر دقیق الف و ب انتخاب شده بود. خداییش حال کردید. )
اگر فکر می کنید دست از ماجرای خانم الف و ب بر می دارم سخت در اشتباهید
ماجرای خانم الف و ب یک ماجرای ساده نیست که یک روز توی اتوبوس برای یک نفر اتفاق افتاد و تموم شد .پرسیده بودم بهترین رفتاری که خانم الف می تونست داشته باشه چی بود؟؟ من جواب شما را با یک حدیث می دهم: مومن کسی است که هم خشمش و هم شادیش فقط برای خدا باشد. فرض کنید که خانم الف خیلی پر زور و پررو اصلا یک کاتا کار حرفه ای که تو سیم ثانیه می تونست خانم ب را بهم بپیچونه و پدرش را در بیاره. این آخر قضیه است اما سئوال من اینکه خانم الف برای چی عصبانی و یا ناراحت شد؟ برای خودش ناراحت شده بود که شخصیتش زیر سئوال رفته بود و یا برای خدا ناراحت شده بود؟؟!!!بله اگر در این میان یک خانم ج پیدا می شد که از رفتار خانم ب با یک بنده خدا عصبانی شده بود و برای خدا صدایش را بلند می کرد و از حقی دفاع می کرد می شد گفت این خشم برای خدا بوده.
می دونید اشکال کار ماها کجاست؟؟؟ مایی که دم از پیغمبر و ولایت علی می زنیم. این علاقه لقلقه زبانمون است. خدا در قرآن به پیغمبر می گوید انک لعلی خلق عظیم( جالبه در قرآن دنیا قلیل است و اخلاق پیغمبر عظیم) شکمبه بر سر پیغمبر می ریختند و دم نمی زد تازه وقتی ان شخص بیمار شد به عیادتش هم رفت بچه ها با سنگ او را می زدند و مجروح می کردند به او توهین می کردند و اعتراض نمی کرد. چون خشمش برای خدا بود. شما فکر می کنید اینها نشانه ضعف پیغمبر بود؟؟؟ اگر جایی با خودت حساب دو دو تا چهار تا کردی و گفتی فلانی عجب آدمیه چرا با من اینجوری حرف زد و چرا اینجور با من رفتار کرد و من باید فلان کار را می کردم. بدونید تا وقتی این من توی ذهنتون بزرگه به همون اندازه خودتون کوچیکید و نشانی از اخلاق رسول الله ندارید. بابا جون مسلمان ها و مومنان باید با هم باشند. این من من کردنهای ما در ورود شیطون به روابط ماست تا دوستی ها بپاشد و جایشان را کدروت بگیرد. فرض کنید اون خانم ب قاطی مریض و یا به قول قرآن جاهل. خدا حتی در برخورد با این آدمها هم میگه بندگان خداوند رحمان با این آدمها هم کریمانه برخورد می گویند و در جواب خطاب آنها سلام می کنند.
این یک طرف قضیه بود اگر کمی خانم الف و ب را بزرگتر کنیم عکس العمل خانم الف باید عوض شود. چه طوریش را توی پست بعدی توضیح می دهم.

