تبليغاتX
بارقه های امید

-مادر جون، شما جای مادر من هستی این چه حرفیه که می زنی.  هنوزم مرغ یک پا داره؟

زن چادرش را محکم تر می گیرد چینی به پیشنانی می اندازد و و با ناراحتی می گوید "من زن آقام. بالا برید پایین بیایید دارم بزنید من زن آقام! آقا گفته  فاطی باید صبر کنی، باید روی حرف خودت باشی، من تمام زندگیم را برای آقا گذاشتم و از این به بعد هم می گذارم"

-آخر خانم! تو چه طور وقتی شوهر دیگری داشتی می توانی زن امام زمان هم باشی؟!مردم را دور خودت جمع کردی و از خودت قصه می بافی؟

زن انگار که صحبت های مرد را نشنیده باشد به کنج اتاق سرد و تاریک خیره شده است. مکثی می کند و بدون توجه به سخنان مرد ادامه می دهد:" آره آقا قورمه سبزی منو خیلی دوست داشت. انگشت هاش را هم می خورد می گفت فاطمه قورمه سبزی تو مزه غذاهای بهشتی را می دهد.. و بعد کمی این پا و آن پا می کند انگار که با خودش صحبت می کند ادامه می دهد ای وای 20 روز دیگه نمونده ها !هنوز هیچ کاری نکردم سبزی را سپردم علی از میدان برام بیاورد 2 تا گوسفند هم کار خود علیه. برنج و روغن و لوبیا و... راستی آقا من باید 20 ام خونه باشم آقا منتظره باید غذا بپزم اونم قورمه سبزی."

از 3 مردی که توی اتاق نشسته اند اولی که قد کوتاهی دارد و خون خونش را می خورد با عصبانیت می گوید: دکی! این ما را مسخره کرده. جمع کن این بساط را. قورمه سبزی چیه کشک چی. دومی لبخندی می زند و روی صندلی کش و قوس می آید. سعی می کند خودش را عصبی نشان دهد اما از اداهای زن به خنده می افتد. زن با چنان جدیتی  ماجراهای خودش و حضرت را تعریف می کند که انگار حقیقت محض است.

نفر سوم که تا الان بیشتر ساکت بوده دستی به موهای جو گندمی اش می کشد و می گوید: ببین خانم ما خیر تو را می خواهیم. می دونی حداقل مجازاتت چیه؟ می دونی اونایی که قبل از تو این حرف ها را زدند جاشون کجاست؟ اگر خیلی شانس بیاری تا آخر عمرت باید کنج یک چهار دیواری تاریک نمور باشی. روزی یک بار هم رنگ آفتاب را نمی بینی.خانمی مثل تو الان باید بین بچه ها و نوه هاش باشه نه اینجا.می دونی چه جرمهایی داری ؟کلاه برداری. فریب مردم و بازی با احساساتشون، ادعای کذب کمترین هاش است. با آنهمه پولی که از مردم گرفتی چه کردی؟

 اشک در چشمان زن حلقه زده اما دندان هایش را بهم می فشارد و می گوید: "چند بار بگم؟ برای یارای آقا خانه ساختم. یک شب آقا آمد خانه ،خسته و کوفته. اصلا نای حرف زدن نداشت. گفتم چی شده آقا؟ گفت نمی دانی چه روزی داشتم. این بی دین ها مردم را می کشند و من دست تنهام. امروز آفریقا بودم نمی دانی چه کشت و کشتاری بود!  البته ناراحت نباش ظهور ما  نزدیکه. اما من نگران پایگاهم.الان جایی برای یارانم نیست. بالاخره باید یک پناهگاهی باشد که موقع ظهور اصحاب آنجا بروند و آب و دانشان سر جایش باشد..! اما فعلا که جایی نیست." من از همان شب توی فکر رفتم.  از ناراحتی آقا ناراحت شدم .همه طلاهام را فروختم .زمین آقام خدا بیامرز را هم فروختم اما باز هم پولم کم بود اما قربان آقا بروم عشقش توی دل همه است خود آقا به همه شان عنایت دارد همه کمک کردند و آن خانه سه طبقه را ساختیم من که به زور نگرفتم. همه کسانی را هم که پول داده بودند به آقا معرفی کردم.

زن باز بی تابی می کند و دوباره چیزی به خاطرش می آید:" قورمه سبزی امسال را چی کار کنم؟ علی هم که نیامد..." هر سه مرد خسته شده اند توی این 4 ماه همین حرف ها بوده همین داستان قورمه سبزی و خانه کذایی... مرد کوتاه قد با عصبانیت میز را هل می دهد و به سمت در می رود: با این حرف ها به جایی نمی رسی، راه بدی را انتخاب کردی.نکن این کارها را پیرزن! زن واکنشی نشان نمی دهد به چشم های مرد خیره می شود و می گوید:" آقا وقتی فهمید من را انداختند زندان، گفت مقاومت کن فاطمه. تو  روی حرفت بمان." و بعد لبخندی روی صورت چین خورده زن می نشیند و با خوشحالی می گوید :"آقا بار آخر گفت من اگر 3 تا مثل فاطی داشتم تا حالا ظهور کرده بودم!"

----------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1- آنهایی که  با خشونت این بازجویی مشکل دارند و احیانا فکر می کنند تصنعی ، کم یا حتی زیاد! است، همه  با هم حق دارند! هر تصوری دارید، همان را حفظ کنید که بهتر است!

2- ظاهرا به مطلب ربطی ندارد، اما بعضی! می گویند عینیت جریان فاطی است! رابطه‌ي رحيم مشايي و من او!

نوشته شده توسط بارقه در ساعت 18:19 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

((و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود. و ازآنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و كشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می باشند. و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یكی از امور مذكورنمودند به دستگاههای مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهی نمودند، خودشان مكلف به جلوگیری هستند. خداوند تعالی مددكار همه باشد.))

 وصيت نامه الهي- سياسي حضرت امام روح الله

 

-         حضورمحترم شما بزرگوار

 

با سلام و عرض تبريك ميلاد مولي‌الموحدين، حضرت اميرالمومنين علي(ع)

 

خواندن نوشته اخيرتان در خصوص صنعت سينما و دغدغه‌هاي به‌حق شما، مرا بر آن داشت كه مطالبي چند در خصوص وضعيت فعلي سينماي كشورمان بيان كنم.

مطالعه نظريات سيد شهداي اهل قلم  (آقاسيد مرتضي آويني) و مشاهده عملكرد سينماي پس از انقلاب از يكسو، و شواهدي كه عملا در خصوص بدنه سينما مي‌بينم و مي‌شنوم و همچنين سرنوشت افرادي مانند محسن م.  از سوي ديگر، مرا به اين باور رسانده است كه : اين سينما، اسلامي نيست! همچنين بر اين اعتقادم كه داشتن سينماي اسلامي اگرچه محال نيست ولي كاري است بس صعب و دشوار به مثابه قانع كردن قوم بني‌اسراييل به دست برداشتن از عادات قبيحه و افعال خبيثه( كه صدها پيامبر نيز از پس آن برنيامدند!)

جهت جلوگيري از اطاله كلام، موضوع را به 3 بخش فرم، محتوا و پشت صحنه تقسيم مي‌كنم و اجمالا نكاتي چند را به قضاوت جنابعالي مي‌گذارم.

الف) محتوا و مضمون سينما

1- ضديت با احكام اسلام و مباني انقلاب

خط اصلي و جريان غالب سينماي بعد از انقلاب، شبهه افكني، زير سوال بردن و تمسخر اصول بديهي اسلام و همچنين ارزشهاي انقلابي بوده است. در فيلمهاي به اصطلاح روشنفكرانه و در معنا غربزده- سياه‌نمايي، واروونه جلوه دادن و زير سوال بردن احكامي مانند: حجاب،  ازدواج موقت، رعايت حريم بين زن و مرد، ولايت فقيه، جهاد و دفاع مقدس، روحانيت، خانواده شهدا، ايثار و فداكاري در اولويتهاي نخست و تم اصلي فيلمنامه‌ها بوده است. از ديگر سو خواهران و برادران غربزده، پا را فراتر گذاشته و در سالهاي اخير، مروج روابط نامشروع، دوستي‌هاي خارج از 4چوب ازدواج، شرابخواري، مجالس لهو و لعب و قمار، نافرماني مدني، براندازي و ... گشته‌اند. ترويج عقب‌ماندگي اسلام، فمينيسم بدون منطق و پذيرش فرهنگ غرب 3 خط اصلي جريان اشاعه منكر بوده است.

در فيلمهاي گيشه‌پسند-فيلم‌فارسي- نيز، در راستاي فروش بيشتر و جذابيت بالاتر، موضوعات يادشده البته با ديد سطحي‌تر - به خصوص مسائل مربوط به روابط جنسي- شاه‌بيت فيلمنامه ها بوده‌اند. سراسر اين فيلمها مشحون است از به تصويركشيدن مردان شهوتران رياكار چند همسر و زنان فاسد و هرزه و يا روابط بين تين ايجرهاي دلربا و جذاب!

 

2- ايراني عقب‌مانده و سياه

فيلمهاي جشنواره‌اي كه فقط و فقط به دنبال تصاحب نخلهاي طلايي و گيلاسهاي آبدار آن‌سوي مرزها هستند، از يك مضمون واحد برخوردارند: "نشان دادن ايران به عنوان كشوري قرون وسطايي" و "به دور از مظاهر تكنولوژي" و "ناقض بديهيات بين المللي و فرهنگ جهاني" اين بخش نياز به توضيح بيشتري ندارد. چهت اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به فيلمهاي عباس كيارستمي، جعفر پناهي و ....

 

ب) فرم و ظاهر سينما

اين بخش كمتر نياز به توضيح دارد! چه هر كس 2-3 فيلم از فيلمهاي دهه هفتاد به بعد را ديده باشد، لاجرم مي‌تواند پي به عمق اين فاجعه ببرد! روابط جنسي كلامي، اوج هنر فيلمسازان عزيز ما است. به علت ممنوعيت روابط فيزيكي و لمس و .... –چنان كه خود به آن اشاره كرديد- تمام بار! اين مفاهيم و روابط بر عهده كلام شهوت انگيز و حركات مهيج ستارگان سينما است. شوخي‌هاي وقيحانه كه در بردارنده اشاراتي به خفيات زندگي آدمها است، لحن گفتار، حركات چشم و ابرو و بدن بازيگران، لب كلام را رسانده و گاهي به مراتب از صحنه‌هاي ممنوعه! محركتر از آب در مي‌ايند.

گريم هاي آنچناني كه در فيلمهاي خارجي مختص به زنان ويژه! است، براي بيشتر هنرپيشه‌هي زن و به خصوص نقشهاي اصلي به كار گرفته مي‌شوند. لباسهاي تنگ و بدن‌نما، ممنوعيت برهنگي را جبران مي كنند. اخيرا نيز كه تغيير لفظ رقص به حركات موزون، حرمت شرعي آن را برطرف نموده است.

 

ج) پشت صحنه سينما

شرم قلم، مانع از نگاشتن جزييات اين بخش است. چنان كه افتد و داني روابط پشت صحنه بسيار مهوع‌تر و مستهجن‌تر از روابط صحنه سينما است. از عشقهاي هاليوودي و روابط آزاد جنسي و ميهماني‌هايي كه راه يافتن به آنها دروازه ورود به سينما است بگير تا روابط مالي و پورسانتهاي آنچناني امثال محمدرضا ش. و ....

 

كلام آخر اين‌كه ضمن عرض خسته نباشيد به مسوولين فرهنگي اعم از چپ و راست و ميانه! بايد گفت كه اين سينما به هيچ وجه اسلامي نيست. وجود معدود كارگرداناني مانند ابراهيم حاتمي‌كيا، رضا ميركريمي، كمال تبريزي، مرحوم رسول ملاقلي پور و فيلمهايي مانند آژانس شيشه‌اي و ميم مثل مادر و بازيگراني مثل امين تارخ و جمشيد مشايخي نمي‌تواند باعث مبراشدن جريان منحرف سينما و لجنزار موجود گردد.

از كليه مسوولين فوق الذكر خواهشمند است

 اولا از اجراي هرگونه طرحي جهت بهبود و اسلامي‌سازي سينما به شدت بپرهيزند. زيرا عدم تسلط بر مباني اسلام و يا مباني سينما و اغلب هردو! باعث اتفاقات تلخي مي شود كه بارها شاهدش بوده‌ايم. (رجوع كنيد به چادربر سر هنرپيشه هاي آنچناني كردن و زورچپان كردن صحنه هاي نماز....)

ثانيا درصورت امكان از هزينه كرد بيت المال مسلمين در اين فيلمها جلوگيري كنند و نگران تعطيل شدن اين سينما نباشند. بالاخره بودجه هاي ميليون دلاري براندازي نرم و انقلاب های رنگين، مانع از تعطيلي خواهند گشت!

---------------------------------------------------------------

پی نوشت

۱-این پست، نوشته دوست بسیار بزرگوار صاحب وبلاگ قصه راستکی است که در جواب و یا بهتر بگویم، تکمیل مطلب بنده فرستاده اند.

از این دوست بزرگوار که با فرستادن این نامه این مطلب را تکمیل کردند نهایت تشکر را دارم.

۲-یک مطلب  مرتبط: هنرمند ایرانی و روح غیر ایرانی 

به نظر شما چه باید کرد؟!

 

نوشته شده توسط بارقه در ساعت 16:27 | لینک  |