تبليغاتX
بارقه های امید

آهای با تو هستم! با خود خودت. با تویی که زل زدی به این صفحه. هیچ معلوم هست چه کار می کنی؟ فکر کردی خیلی مهمی؟ فکر کردی دل آسمان  سوراخ شده و تو ازش پایین افتادی؟اصلا توی این دنیای لعنتی فقط تو و اون چهار نفر اطرافت هستند که باید شکمتان سیر باشد و سقفی بالا سرتان؟ فکر کردی خدا باهات خیلی رفیقه؟ چه شده که تو دلت قند آب می کنی و زیر زیرکی فریاد می زنی نحن ابنا الله و احباءه؟چند سال پیش را یادت هست؟ فکر کنم 20، 25 سال پیش بود...این که هر دقیقه منتظر صدای توپ و تفنگ باشی چه حسی دارد؟ اینکه ندانی آن موشک های توی هوا  کی ممکن است روی سر خانواده ات آوار شوند خوب بود؟ بوی خون را یادت هست؟صدای آژیر خطر، هنوز هم در گوشت می پیچد؟ مرگی را که تا چند قدمیت آمد را یادت هست؟ قرمز بود یا سیاه؟ تا حالا داغ برادر و خواهر دیده ای؟اگر یک بچه جلوی چشم هایت جان بکند، مثل الان می ایستی و بر و بر نگاهش می کنی؟!

چیه؟ چرا ماتت برده؟هنوز هم باور نمی کنی با تو ام؟با خود خود... ات!می خواهی توصیفت کنم تا مطمئن شوی؟ تو 2 تا چشم داری 2 تا هم پا که از صبح تا شب روی زمین خدا جولان می دهی و 2 مثقال زبان. هر وقت کبکت خروس بخواند نه خدایی یادت هست نه آخرتی. اما امان از روزی که یک گرفتاری کوچک سراغت بیاید، آن وقت می نشینی به قول و قرار گذاتشن با خدا .که" آی خدا این مشکل را حل کن من فلان می شوم من بهمان می کنم! "تو همانی هستی که خون ببینی فشارت می افتد، اما این روزها مقابل تلویزیون می نشینی خبر قتل و غارت و جنگ و کشتار را می بینی و یک گاز دیگر به لقمه ات می زنی. تازه بعضی وقت ها هم صدایت در می آید که نمکش کم است! یا کاش این گوشت بهتر کباب می شد یا خلال دندان بیاورید گوشت ها را از میان دندان نیشم بیرون آورم!

تو همانی که اگر خیلی رگ گردنی شوی و دلت برای بچه های غزه بسوزد، 4 تا فحش آبدار نثار صهیونیست های بی پدر و مادر می کنی یا دست های دعایت را بالا می بری که "ای خدا ریشه همه عمله ظلم را از زمین بکن." الهی آمینش را هم می کشی تا زودتر مستجاب شود. بعضی وقت ها هم که خیلی دلت بسوزد و یا حس انسان دوستیت گل کند یک هزار تومانی را 20 بار دور سر دختر و پسرت می گردانی و بعد می گذاری توی پر شالت! تا فردا صبح علی الطلوع به انتفاضه کمک کنی! تازه خیلی هم خوش خوشانت است که با یک تیر دو نشان زده ای، هم صدقه ای برای فرزند دلبندت کنار گذاشته ای و هم به وظیفه دینی و ملی و شرعی ات عمل کرده ای. خداوند پولت را دو طبقه تقبل الله بکند، اما کلاه غیرتت را کمی بالاتر بگذار. می دانی چرا؟ چون اگر دخترت، پسرت ،همسرت، مادرت و یا بقیه نزدیکانت آخ بگویند بالا و پایین می پری و خودت را به آب آتش می زنی که آه دست پسرم یافت خراش! آن وقت برای بچه های گرسنه و مظلوم فلسطین صدقه کنار می گذاری؟! این تمام همت توست؟ این اوج مسلمانیت است؟ این همان کاری است که اگر بچه های خودت زیر رگبار بودند انجام می دادی؟!

باشد همین بخشش اندکت هم به از هیچ. مال خودت است. نگه داشته ای برای روز مبادا. خدا زیادش کند. اگر نمی ترسی که روزی عین همین بلا سر فرزندان و خودت بیاید، خب نترس! لابد خدا پیمان ویژه ای با تو بسته یا سند شش دانگ بهشت را از او گرفته ای و در صندوق خانه پنهان کردی که این قدر آسوده ای! باشد خوش به حالت ما که بخیل نیستیم. اما کلاهت را باز هم بالاتر بگذار.

نوشته شده توسط بارقه در ساعت 10:52 | لینک  |