یک روز سرد پاییزی معلم سر کلاس رفت و بعد از حرف های معمول از بچه ها خواست که اگر کسی در کلاس، دینی غیر از اسلام دارد بگوید و اون بچه ها درباره دینشان برای دیگران صحبت کنند. سه دانش آموز دست بلند کردند اولی و دومی یهودی و بودند اما سومی گفت من بهایی هستم.....
همهمه و سر و صدا توی کلاس پیچید. معلم کلاس را ساکت کرد و گفت ولی بهاییت که دین نیست یک فرقه ضاله است. یکی از بچه ها دست بلند کرد و گفت: می شه من اطلاعاتی درباره بهاییت بدم و شروع کرد به گفتن از محمد علی باب و و اول ادعای نیابت امام زمان کردن بعد ادعای خود امام زمان کردن و بعد از ادعای پیغمبری این فرد گفت. همهمه بیشتر شد و هر کسی چیزی از بهائیت می گفت .اون روز کلاس درس خیلی زود تموم شد زنگ مدرسه خورد و همه رفتند خونه.
فردای اون روز سرد پاییزی خانمی با عصبانیت وارد حیاط مدرسه شد و سراغ اون معلم را گرفت. و بعد از دیدن معلم خودش را معرفی کرد که من مادر فلان شاگردتون هستم و با عصبانیت شروع کرد به گله کردن که چرا ما در این کشور اجازه تبلیغ دینمون را نداریم و هی سرکوب می شیم. بچه من از بس که با صداقت تربیت شده گفته که چه دینی داره. معلم گفت : نه خانم این صداقت مقتضای سن این بچه است.

بعد کاغذی را از کیف در آورد برای اثبات حقانیت دینش. خانم گفت: بنا به این چهار آیه در قرآن اجل امت پیغمبر سر اومده و زمان دین بهاییت است!!
1- یدبر الامر من السماء ...(سوره سجده آیه 4)2- لکل امة اجل فاذا......(سوره اعراف آیه 34) 3-و یقولون متی هذا الوعد .....(سوره سبا آیه 30)4- و یستعجلونک بالعذاب......( سوره حج آیه 47)
معلم خنده ای کرد و گفت آیات بشارت به قیامت را چه طور چنین تفسیر می کنید؟؟ کدامیک از مفسران قرآن در طول تاریخ چنین تفسیری از قرآن کرده اند؟؟ شما از قرآن بیشتر می دانید یا آنها؟؟ چرا از بین این همه آیات محکم به آیات متشابه چنگ زده اید. اصلا مگر این آیه را فراموش کرده اید که ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتَم النبیین.
خانم به وسط حرف دوید گفت خاتِم النبیین یعنی نگین انگشتر پیامبران!!! ببینید فکر نکنید فقط شما قرآن می خونید ما از شما مقید تریم هر روز قرآن می خونیم نمازمون هم ترک نمی شه و تازه صلوات هم می فرستیم.
معلم گفت خانم محترم من توی کلاسم دیدم که حتی دانش آموزان یهودیم هم صلوات می فرستند اما دختر شما نه!! تازه این را هم می دونم که نماز شما فارسی و به سمت اورشلیم خوانده می شه
زن کمی این پا و اون پا کرد کاغذی را در آورد که در آن مبادی تعالیم روحانی و اجتماعی دین بهائیت و سخنانی از حضرت بهاء الله!!!!!!!!!!!!! نوشته شده بود.................
ادامه این ماجرا را در پست بعدی بخونید. ان شاءالله

