حالا که توی بحبهه انتخاب رشته است و بازار مشاوره انتخاب رشته هم داغه گفتم به این بچه هایی که احیانا قصد انتخاب رشته فیزیک را دارند یک سری اطلاعات کاملا مفید بدم که بعدا چهار سال دیگه نیایند و بگند ایها الناس چرا به ما نگفتید. فکر می کنم خیلی خوب باشه که بقیه رفقا هم توی همین فرصت رشته های خودشون را کاملا معرفی کنند.
اولین نکته برای انتخاب رشته فیزیک اینه که باید عاشق باشید. منظورم از عاشق از نوع مجنونشه نه اینکه مثل عشق های امروزی 2 روز باشه که عاشق شده باشید. پس اولین توصیه من به شما این است که اگر صرفا فیزیک را دوست دارید اصلا ان را انتخاب نکنید اما اگه چیزی تو مایه های انیشتن و دکتر حسابی و.. غیره هستید که کشته مرده فیزیک هستید خب راه خوبی را انتخاب کردید .اما اگر مجنون نباشید و وارد شوید در چهار سال اینگونه خواهید دید:
سال اول: احتمالا در برخورد با فیزیک1 و درس های تقریبا آسون خیلی به خودتون اعتماد پیدا می کنید و اصولا می روید دنبال خوشی های خودتون اما عجله نکنید شب دراز است و قلندر بیدار تمام این خوشی ها با اولین امتحان میان ترم و سئوالات بسیار عجیبش روی لب هاتان خواهد ماسید. در پایان ترم با دیدن نمره های 10 و12 بسیار شوکه خواهید شد و احتمالا می خواهید اعتراض کنید اما زهی تصور باطل زهی خیال محال.
سال دوم: پوستتان کلفت شده و به نمره ای زیر 15 عادت کرده اید. اما همچنان به فیزیک علاقه مند و به آینده امیدوارید. در این سال است که چشم فیزیکی در می آورید و در اثر گذراندن درس تحلیلی احتمالا تا حدودی احساساتتان خشک می شود و در برخورد با آدم ها و اشیا دنبال مرکز جسمشان خواهید بود. اگر کمی روحیه خباثت هم داشته باشد بارها تصور خواهید کرد که مثلا اگر فلانی از ارتفاع مثلا 10 متری بیفتد با چه سرعتی به زمین خواهد خورد مقدار ضربه چه قدر خواهد بود و بعد از پاشیدگی و شکست محل مر کز جرم کجا خواهد بود. اگر این آدم هل داده شود چه طور و اگر در هوا بچرخد و ...

سال سوم: اینجاست که اگر واقعا مجنون باشد باز هم پای عشقتان خواهید ماند. معمولا الکترومغناتیس و خصوصا کوانتوم بسیاری از این مدعیان را سر جایشان خواهد نشاند. برای قبول شدن در کوانتوم دو حالت بیشتر وجود ندارد یا اینکه جز دسته عاشقان واقعی باشد و یا اینکه با امداد الهی قبول شوید هیچ گزینه سومی وجود ندارد. اگر شونصد بار کوانتوم را بیفتید و دوباره آن را بگیرید بعد از قبولی اگر از شما بپرسند کوانتوم یعنی چه و بالاخره این انیشتن و پلانک چه کردند هنوز هم واقعا نمی دانید .به احتمال بسیار قوی در پایان سال سوم افسردگی حاد خواهید گرفت اما غصه نخورید بادمجان بم آفت ندارد زود خوب می شید.
سال چهارم :تازه از بعضی از درس ها خوشتون میاد اما کار از کار گذشته بیخ و بن علاقتون را به فیزیک پارسال از دست دادید. در این سال اگر به دانشکده های دیگه سربزنید متوجه می شید که بچه ها و استاد های آنجا چه قدر عجیبند( عجیبی از خودتونه بعدا می فهمید.) در پایان سال احتمالا با یک بحران هویت روبرو می شید احساس می کنید که در سیاهچاله فیزیک گیر افتادید یا باید مجبوری فوق لیسانی فیزیک بخونید و درسهایی که با زور قبول شدید را پیشرفته اش را بخونید یا باید قید چهار سال زندگی را بزنید از اول یک رشته دیگه بخونید و یا کلا بیخیال فوق لیسانس بشد و کلا برای خودتون خوش باشید.

اما با این گفته ها فکر نکنید که فیزیک چیز بدیه ها نه حسن هم داره مهمترین حسنش اینه که واقعا می فهمید علاقتون در چه رشته ای بوده( البته کمی دیر) و دوم به نحو خارق العاده ای حافظتون تقویت می شه (این از عجایب روزگاره فیزیک بیشتر استدلاله اما حافظون تقویت می شه) و خلاصه بگم که استعدادتون توی رشته های علوم انسانی و هنر و یا پزشکی و خلاصه هر رشته ای به جز فیزیک ترقی می کنه به طوری که اگر فقط اراده کنید فوق لیسانس یکی از این رشته ها قبول بشید من با تضمین صد در صد بهتون قول میدم که حتما قبول می شید.
(امیدوارم که با این راهنمایی جامع یکهو همه متحول شده و اون رتبه 1رقمی ها و دو رقمی ها سراغ فیزیک بروند)