وقتی ایام
عزاداری اباعبدالله با از دست دادن کسی همراه میشه دل آدم بیشتر می سوزه....
هفته گذشته هم
آیت الله مجتهدی از دست رفت
..از دست کسانی که چه شاگردشون بودند و چه به هر نحوی باهاشون حشر و نشر داشتند......
القاب الکی به
آدمها نمی چسبه باید اخلاق محمدی داشته باشی که خداوند نامت را به عنوان استاد
اخلاق بلند آوازه کنه....باید تو نقطه نقطه زندگیت ردپای خدا را ببینی تا بتونی
ردپاها را به بقیه نشون بدی و مبلغ اسلام تربیت کنی... باید اسلام با گوشت و خون و
پوستت آمیخته بشه تا وقتی یک حدیث و یا یک آیه قرآن می خونی به گوشت و خون مخاطب
بنشینه......

یادش بخیر حاج
آقا توی هر جمعی که بودند باعث نشاط اون جمع می شدند و با هر وسیله ای که بود چیزی
یاد بقیه می دادند....
یادمه عید هر
سال موقع عیدی دادن می گفتند فقط به خانم های مجرد عیدی میدم!! و همه برای اینکه
عیدی بگیرند چه کلک ها و چه ادا هایی در می آورند.....و چه قدر عیدها خوش می گذشت....کاش
جاش بود به نکات ظریف در طنز و خنداندن بقیه می پرداختم...
لب را هنر خنده بیاموز وگرنه
گریانیدن یک جمع پریشان هنری نیست
سال پیش این
موقع حالشون خیلی بد شده بود امسال چند ماه قبل از فوتشون وقتی فیلم بیمارستان را
می دیدند به خنده می گفتند عجب کشتی با عزرائیل میگرفتم و خودم خبر نداشتم!!!
امسال که عید
خدمتشون رسیدیم یک سفارش ویژه هم به من کرد......فلانی کارهات می خواد درست
بشه نماز اول وقت یادت نره ها و چند تا حدیث ناب عیدی امسال من بود..... و البته
همراه با جدیدترین نسخه کتاب آداب الطلاب....(البته
پست
شنیدید توی وبلاگ قبلیم هم به نوعی الهام گرفته از حرف های حاج آقا بود با قلم
خودم) نکته سنجیشون را از بیان این ماجرا
ببنید : روزی که ما خدمتشون رسیدیم دکتر احمدی نژاد روز قبلش پیش آقا بودند بعد از
تعریف ماجرا که چی گفتیم و چی شنیدیم به این نکته اشاره کردند که موقع رفتن دکتر
دست به میوه و شیرینی های توی پیش دستی نزده بودند از ما خواستند که اگه میشه کیسه
ای بدیم تا برای تبرک این میوه ها را برای خانواده ببرند و بعد رو به ما کردند و
گفتند: اینه مرد خانواده دوست هر جا می ره به یاد اهل و عیالشه و دست خالی بر نمی
گرده.....

شنیدید حیوانات
بیشتر از ما آدمها خیلی چیزها را حس می کنند....... حاج آقا یک گربه داشتند ..
محترم ترین گربه ای بود که تا حالا من دیده ام!! هر وقت دلش می خواست وارد می شد
غذایی می خورد و می رفت... توی مراسم سوم آقا تا در باز شد خیلی با وقار وارد مجلس
شد چرخی زد و بعد بیرون رفت و تا آخر مجلس پشت در نشسته بود......باید از دریچه
چشمان سبز اون گربه نگاه کرد تا خیلی چیزها را دید
آیت الله مجتهدی
توی آخرین صحبت هاشون گفتند آدم وقتی می میره که هیچ غمی و دلبستگی به این دنیا
نداشته باشه برای همین وقتی وارد مجلس بازماندگان می شید هیچ وقت نگید غم آخرتون
باشه.......... و ما هم نگفتیم.... چه درس قشنگی توی این جمله است یعنی غم و
گرفتاری مال این دنیاست... ما نیامده ایم که بمانیم...... خوش به حال اونایی که خوب
زندگی می کنند خوش به حال اونایی که برای تمام لحظات زندگیشون برنامه دارند و خوش
به حال کسانی که همیشه خیرشون به مردم می رسه
ان شاءالله اگر عمری بود گوشه هایی از
زندگی آیت الله مجتهدی را براتون میارم که معنای اخلاق محمدی بیشتر براتون روشن
بشه. اصولا اگر می خواهید بدونید کسی اخلاق حسنه داره از دو جا می تونید بفهمید من
ماجراهایی از همون دو جا براتون نقل می کنم و شاید هم یک سری از عکس های منتشر نشده
آقا با عده ای از شاگرداشون را توی وب بگذارم