توی پست قبل عده ای نظر گذاشته بودند که، حالا که چی؟؟ ما مدرن شده یا نشده یا نصفه مدرن شده، شدیم این حالا راه حل چیه؟؟
بهتر دیدم کمی مخلفات به مطالب گذشته اضافه کنم.
مدرن شدن و یا به عبارتی صنعتی شدن در حال حاضر چیزی نیست که دست ما باشد و ما توی کشور خودمون یکهو تصمیم بگیریم مثل 400 سال پیش ( از لحاظ کیفیت ظاهری زندگی) زندگی کنیم.... چون توی یک جزیره جدا و منفک زندگی نمی کنیم و زمانی که ما بایستیم بقیه حرکت می کنند و اگر ضعیف باشیم چشم باز می کنیم و می بینم غول ها قورتمون دادند یک لیوان آب هم روش.. پس از لحاظ صنعت فعلا باید خودمون را هر جور که هست به پای اونها برسونیم و هر وقت که جلو زدیم تعین کنیم قدم بعد چی باشه... توی این قسمت قصه، ما مشکل کم کاری و تنبلی داریم و تنبل هم بازنده و طفیلی است... باید برای تک تک ماها کار کردن ارزش بشه. نسل های بعدی متکی به خود و پر تلاش تربیت بشوند تا امیدی باقی باشد.
مشکل دیگه ای که ما با مدرن شدن داریم فرهنگ آن و اندیشه ایه که پشت این قضیه خوابیده، است.... خیلی ها مدرن شدن را مساوی غربی شدن می دونند در صورتی که اگر ما به صنعت و ابزار مدرن به شکل امکانات نگاه کنیم و از طرف دیگه سنت و فرهنگ خودمون را نگه داریم و به انها احترام بگذاریم می تونیم پیشرفت کنیم. بی غیرت شدن ما به خاطر رفاه و منفعت طلبی و اصالت فرد و لذت است که خواسته یا نا خواسته در اندیشه ها و رفتار ما رسوخ کرده و این در تعارض کامل با فرهنگ و تفکر اسلامی است و برای همین پرخور تر ها اصولا بی غیرت ترند هر چند ادعای زیادی داشته باشند
مثال شکل گیری جمهوری اسلامی مثال روشنی در این زمینه است:الگوی مدرنيته غرب متشكل از چند عنصر اساسي عقلانيت (حاكميت عقل)، فرديت (حاكميت فرد)، دمكراسي (حاكميت مردم)، ليبراليسم (حاكميت آزادي)، كاپيتاليسم به معناي حاكميت قوانين اقتصاد آزاد (حاكميت سرمايه)، و سكولاريسم (نفي حاكميت دين در نظام سياسي) است.جمهوری اسلامی هم نوعی حکومت مدرن است که انتخابت در آن برگزار می شود و از شیوه های مدرن در اعمال حاکمیت استفاده می کند اما به راستی چند تا از عناصر بالا به طور کامل در آن پذیرفته شده؟؟چه حاکمیت عقل چه حاکمیت فرد و چه حاکمیت آزادی و قوانین اقتصاد برقرار است اما به شرطها و شروطها.... که اون شرط منافات نداشتن با اسلام و حاکمیت خداست که بحث مفصلی است . ما از ابزار حاکمیت مدرن استفاده می کنیم اما شیوه و مرام و مسلک خودمان را داریم تفکر غربی می گوید جهانی سازی، ما می گیم چه ابزرا خوبی!! اما جهانی شدن با شیوه و روش خودمون برای هدفی که به آن اعتقاد داریم و وظیفه ای که خدا بر دوش ما نهاده
یک مقاله خوب هر چند ناقص هم با نام مدرنیته ایرانی هست که اگر بخونید ضرر نمی کنید،این چهار تا مقاله هم که نور علی نوره:
اسلام و مدرنیته(1) اسلام و مدرنیته(2) اسلام و مدرنیته(3)و خدا، انسان، مدرنیته

