تبليغاتX
بارقه های امید




  صفحه اصلی

  آرشیو مطالب

  پست الکترونیک

  تبدیل به صفحه خانگی

"و برای آنها زندگانی دنیا را مثال بزن که مانند آبی است که آن را از آسمان فرود آوردیم.پس گیاه زمین با آن در آمیخت { و سرسبز شد} و آنگاه خشکید که باد ها ان را به هر سو می پراکند, و خدا بر هر چیز قادر است"بارقه های امید تصویر این قطرات است که گاهی با رویش زمین سبزند و گاهی با خزان پاییز زردند و هر وقت هوس دریایی شدن می کنند آبی می شوند. بارقه های امید , بارقه هایی است از درون من ، که مثل هر بارقه ای معجزه می کند(حداقل درباره نویسنده اش).
نویسنده بارقه های امید با تمام وجود به اسلام و به برکت آن به جمهوری اسلامی اعتقاد داشته و به آن افتخار می کند و در تمام زندگی تلاش می کند که در بر پا داشتن فرمان خدا همواره این سخن حضرت علی را آویزه گوشش کند:"فرمان خدا را بر پا ندارد، مگر کسی که در مورد حق سازش نکند و چون دیگران نگردد و به دنبال طمع ها نرود."

 

87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31

 

">خشونت غدايي
مدرنیته آري يا نه
مدرنیته و واژه های بی طرفی مثل نان
و لله مثل الاعلی
این جمله اصلا خنده دار نیست:"من مسلمانم"!!!!
عرفان های دو ریالی در دنیای...
بزرگداشت مولانا به سبک ایرانی!!!!!
اقتصاد شاهنشاهی= اسلحه و فساد
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
و برای خداوندی که تو را آفرید در برابر نیازمندان فروتن باش
باز هم از بهاییت
*آش شله قلمکاری به نام بهاییت*
بهاییت 2
بهاییت 1
گفتمان
معجزه قرآن
* معمای الف و ب*
*شفاف سازی بیشتر در باب شک*
*ها این دگماتیست خیلی قلمبه است*
راهنمای انتخاب رشته(فیزیک)*

 

شخصي نويس
حرف های دل فیزیکی
دنياي راه راه
دنياي قشنگ نو
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
حنيف
بارقه های امید1
خمینیسم
روزگاري نو
قصه راستکی
کاغذ بی خط
پارک ممنوع و الا پنچر می شوید
لعل سرسبیل
از الف
يادداشت هاي بزبز قندي
اتاق شيشه اي يك خبرنگار(محمد حسين رنجبران)
پله پله تا ملاقات خدا
خاتمي نيوز
وبلاگ تخصصی حجاب
خبرنگار مسلمان
استقلال نوین
یادداشت های شبانه
پژواک
مسجد و کلیسا
نوشته های یک مهندس شیعه
پاسخ به اسلام ستیزان
حدیث نفس
مناظره مسلمانان
بی نشان
روی ماه خدا را ببوس
یادداشت های یک روحانی
يادداشت هاي شبانه(حميد امامي)
مجاهدين
راحلان
داستان هاي زيبا
حرف هاي دل يك جوون ايروني
دیدگاه دانشجویی
یک جرعه عطش
یادداشت های یک سقوط
توهمات یک دانشجوی بسیجی غرب زده !!!
متعادلترین آزادی خواه ماتریکس
کویر تنها
مختصر کده یک طلبه
شرممان باد (معرفی شرکتهای حامی رژیم نژاد پرست،آدمکش،اشغالگر قدس مقدس)
مرصاد امروز
قيل و قال
نسل بيدار
ضد اسرائیل

 

تاخت‌وتاز جريان‌هاي انحرافي در تهران
تاراج حريم خصوصي زنان ايراني در جشنواره زيبايي
×اسلام ستیزان آمریکائی و اسرائیلی در محفل نوروزی تشکیلات بهائیت×
×مشاهدات عيني از ناكامي اقدامات خرابكارانه در سفر احمدي‌نژاد به عراق×
×هکرهای مسلمان، اسراییل را به جنگ الکترونیکی تهدید کردند×
ما کجاییم در این بحر تماشا تو کجا!
درخواست هک کردن سایت های هلندی از هکران ایرانی و مسلمان
چرا 'فتنه ' فقط به رهبران ايران تاخت؟!
نامه ای به آ سيد مرتضی
به نقل از روز نوشت های یک پسر خانوم
*انرژی هسته ای حق مسلم چه کسی است ؟*
*بررسی عملکرد مطبوعات دوم خردادی*
بیگانگان یار دیرین تندروها در جبهه اصلاحات
*شیرین عبادی و اظهار تأسف از ناديده‌انگاري حقوق همجنس بازان و بهائيان*
شهادت مردی از تبار حیدر--- شهادت عماد فائز مغنیه
جامعه شناسی انقلاب اسلامی ايران به روايت تصوير
ثروت پهلوي، دارايي خميني(2)
شرممان باد شررررررررررررررم
آقا! خانم! سهم شما از کمک به اسراییل چقدر است...؟!
هان ای سران عرب افتخار کنید!!!!!

 

يادداشت هاي شخصي رييس جمهور
وب سایت رسمی شورای نظارت بر برنامه های صدا و سیما
علایم ظهور
ره یافتگان
زندگی و نامه های شهید آزادیخواه آمریکایی "راشل کوری"
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
شناخت بهائیت در محیط اینترنت
رجا نيوز
سايتهاي فارسي برگزيده
14معصوم
اسلام در اروپا
دكتر رحيم پور ازغدي
سایت علمی پژوهشی یهود، اومانیزم و صهیونیزم
ارتباط بهائیت با صهیونیسم

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

شفاف سازی بیشتر در باب شک

 


شك و ترديدهاى قانونى و بيمارى و حرفه‏اى

ميتوان شك و ترديد را با نظر به علل اصلى و حالات مغزى همزمان با شك و موضوع مشكوك و نتايج طبيعى و روانى به اقسام زياد تقسيم نمود .

بحث از اين اقسام زياد ، مربوط به مبحث كنونى ما نيست . فقط سه قسم مهم شك را كه در مسائل مربوط به شناخت از ديدگاه اسلام ، ضرورت دارند ،

مورد بررسى قرار ميدهيم :

شك قانونى

عبارتست از نوسان و تردد ذهن درباره رابطه ميان موضوع و محمول قضيه براى تحقيق در مسير واقع يابى ، بدون علاقه به خود ترديد و بدون اينكه ذهن در حركت بسوى واقع‏يابى توانائى نداشته باشد .

اين ترديد را شك قانونى ميناميم ، زيرا شناخت‏هائى كه از مسير حواس و تعقل و دخالت ديگر عوامل درك كه خارج از ذات انسانى بوجود ميآيند ، همواره در معرض ابهام و تاريكى‏هائى قرار ميگيرند كه از ناحيه عوامل و موضع گيريهاى حواس و تعقل و ديگر عوامل درك ، ذهن آدمى را احاطه مينمايند . شك ناشى از اين جريان يك امر طبيعى بوده و توجه باينكه اين شك موجب تصفيه شناختها و برطرف شدن احتمالات اضطراب آميز است ، خود يكى از عوامل پيشرفت در شناختهاى اصيل ميباشد . و بهمين معنى است كه گفته ميشود :

يقين‏هاى اصيل و مفيد آن سوى پل شك و ترديد قانونى است

2 شك بيمارى :

اين شك ناشى از ناتوانى ذهن از رو يا روى قرار گرفتن با مدعاها و دلايل و تجزيه و تحليل در تركيب درباره واقعياتست كه مخالف طبيعت تواناى ذهن است . ملاك اين بيمارى ، وحشت ذهن از بررسى واقعيات و تفكيك آنها از خيالات و حقيقت نماها ميباشد . يكى از اساسى‏ترين مختصات شك بيمارى ، جستجوى آسايش فكرى در فرار از فعاليتهاى مغزى و تكيه بر « شايد چنين باشد و شايد چنين نباشد و من هم مجبور نيستم يكى از دو طرف را احراز كنم » است . اين احساس آزادى در احراز يكى از دو طرف ترديد و بى اعتنائى به ضرورت احراز و شناخت حقيقت كه مربوط به « حيات معقول » است همان احساس تباه كننده است كه نام حقيقى‏اش ضد معرفت است .

3 شك حرفه‏اى : اين قسم از شك بر دو نوع است : نوع يكم عشق به شك براى نشان دادن اوج فكرى كه بله ، من بمقامى از مراحل درك و شناخت رسيده‏ام و جز شك و ترديد راهى ديگر نمى‏بينم « بله ، جهان هستى براى من مشكوك است » :

آنان كه محيط فضل و آداب شدند
در جمع كمال شمع اصحاب شدند

ره زين شب تاريك نبردند بروز
گفتند فسانه‏اى و در خواب شدند

( منسوب به عمر بن ابراهيم خيامى ) اين حرفه‏ايها نمى‏فهمند كه آرى ، آنان بيخبرند ، ولى بيخبرى آنان ناشى از زدن عينك بيخبرى است كه به شيشه‏ها و قاب آن عشق ميورزند . تو آن بيخبر نيستى كه در جلال و جمال بيكران هستى غوطه‏ور شده خبر از خويشتن را از دست داده باشى .

تو بيخبرى ، بيخبرى كار تو نيست
هر بيخبرى را نرسد بيخبرى

تو شنيده‏اى كه در اين دنيا انسانهائى به مقام شامخ بيخبرى رسيده‏اند .

بدان كه تو از آنان نيستى ، زيرا آنان پروانه وار دور شمع فروزان هستى و هستى آفرين گشته و به بيخبرى رسيده‏اند :

اى مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز
كان سوخته را جان شد و آواز نيامد

اين مدعيان در طلبش بيخبرانند
كان را كه خبر شد خبرى باز نيامد

سعدى

آستين بر روى و نقشى در ميان افكنده‏اى
خويشتن تنها و شورى در جهان افكنده‏اى

خود نهان چون غنچه و آشوب استيلاى عشق
در نهاد بلبل فرياد خوان افكنده‏اى

هيچ نقاشى نمى‏بيند كه نقشى بر كشد
و آنكه ديد از حيرتش كلك از بنان افكنده‏اى

اگر اين بيخبران حرفه‏اى واقعا از نعمت عظماى شك قانونى برخوردار بودند ، در تفسير وجود خويش و جهان هستى كلافه نمى‏گشتند ، بلكه گام به عرصه شناخت مينهادند و آنگاه پروانه وار دور شمع حقايق هستى ميگشتند و به حيرت والا و بيخبرى تجسم يافته از همه خبرها گام ميگذاشتند .

نوع دوم از شكاكان حرفه‏اى كارشان خنك‏تر و بيمزه‏تر از نوع اول ميباشد ، زيرا اينان كسانى هستند كه بجاى توجه به واقعيات و شك درباره آنها ، به شخصيت‏هاى معروفى به شكاكان مانند گورگياس يونان باستان و علم زده‏هاى قرن نوزدهم عشق ميورزند . شخصى بنام خيام كه بگويد :

اسرار ازل را نه تو دانى و نه من
وين حرف معما نه تو خوانى و نه من

معشوق دلارام اين فلج شدگان راه معرفت ميباشد نه واقعيت كه در برابر چشمانشان گسترده شده است و براى نشان دادن چهره‏هاى متنوع خود ، جز نگاه دقيق و برقرار كردن ارتباط صحيح با آنها ، چيزى ديگر را مطالبه نميكنند .

آيات قرآنى كه شك و ترديد را محكوم ميكند نه آن شك قانونى است كه در گذرگاه وصول به حقايق و واقعيات يك ضرورت غير قابل انكار است .

تحرى حقيقت براى رشد كه در قرآن آمده است :

فَمَنْ اَسْلَمَ فَأُولئكَ تَحَرَّوْا رَشَداً 1 ( كسانيكه اسلام آورده‏اند ، رشد را پيدا كرده‏اند ) مسلم است كه پيدا كردن رشد از مسير اجتهاد و استنباط ميگذرد و انسان در زمان اجتهاد و استنباط و پى جوئى از حقيقت ، با شك قانونى سازنده حركت ميكند . آياتى ديگر در قرآن آمده است كه با تفكر و تدبر در آفرينش و قلمرو درونى به يقين و ايمان ميرسيد . از جمله آياتى كه شك و ترديد را توبيخ

-----------
( 1 ) الجن آيه 14 .

و محكوم ميكند :

1 لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ يُحْيى‏ وَ يُميتُ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ . بَلْ هُمْ فى‏ شَكِّ يَلْعَبُونَ 1 ( نيست خدائى جز او ، زنده ميكند و ميميراند ، پروردگار شما و پروردگار پدران گذشته شما . [ آنان باين حقيقت توجه ندارند ] بلكه آنان در شك خود بازى ميكنند ) .

2 بَلْ هُمْ فى‏ شَكّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ 2 ( بلكه آنان درباره آخرت در شك و ترديدند ، بلكه آنان از درك آخرت نابينا هستند ) 3 اَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا يَعْلَمُهُمْ اِلاَّ اللَّهُ جائَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرَدُّوا اَيْدِيَهُمْ فى‏ اَفْواهِهِمْ وَ قالُوا اِنَّا كَفَرْنا بِما اُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ اِنَّا لَفى‏ شَكّ مِمَّا تَدْعُونَنا اِلَيْهِ مُريبٌ 3 ( آيا خبر آنانكه پيش از شما بودند ، بشما نرسيده است ، آنان قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى بعد از آنان بودند كه جز خدا كسى اطلاع از آنان ندارد ، پيامبرانشان با دلايل روشن آمدند . آنان [ از شدت بغض و كينه ] دستها بدهانشان بردند و گفتند ما به رسالت شما كفر ورزيده‏ايم و ما درباره آنچه كه ما را بآن دعوت ميكنيد در شك و ريب هستيم ) .

نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است

1 ترديد كنندگان در مبدء هستى و « حيات معقول » و پايان آندو ، داراى فعاليت جدى مغزى و روانى نيستند ، آنان بازيگرى براه انداخته‏اند . جدى گرفتن هشدارهاى عقل و وجدان با بازيگرى آنان سازگار نيست . اشتغال به هوى و هوس و خودكامگى‏ها صداى عقل وجدان را مبهم ميسازد و آنان در

-----------
( 1 ) الدخان آيه 8 و 9 .

-----------
( 2 ) النمل آيه 66 .

-----------
( 3 ) ابراهيم آيه 9 و 10 .

ميان آن ابهام و تمايل به هوى و هوس و خود كامگى سر گرم بازى‏اند .

نتيجه دوم ادامه شك و ترديد براى فرار از واقعيت‏ها آن نابينائى است كه خود را هم بفراموشى خواهند سپرد .

. آن خداوندى كه عواملى براى محدوديّت كاربرد حواسّ و فعّاليّت‏هاى مغزى بوجود آورده است ، همان خداوند عامل برطرف ساختن غبار شكّ و ترديد از چهره حقائق را با نظر به موضع‏گيريهاى خاصّ انسانها نيز عطا فرموده است . بيائيد اين حقيقت را اگر چه براى يكبار هم بوده باشد ، براى خويشتن مطرح كنيم كه اگر همه واقعيات و نمودها و روابط هستى براى ما مشكوك و مورد ترديد باشد ، اين واقعيّت كه « اين منم كه در همه واقعيّات و نمودها و روابط هستى شكّ ميكنم و اين منم كه در ميان گردبادها و طوفانهاى شكّ و ترديد قرار گرفته‏ام » بهيچ وجه مشكوك نيست .

آخر مگر ميتوان بدون تميز بين يقين و شكّ و بدون يقين به اينكه اين « من » است كه شكّ و ترديد مى‏كند ، ميتوان آگاهى به شكّ و ترديد پيدا كرد ؟ آيا كسى ميتواند بگويد : « وجود واقعى اين « من » كه شكّ ميكند ، حتما در مقابل « جز من » هويّت پيدا كرده و مشخّص شده است » من نه اين « من » را مى‏فهم و نه آن « جز من » را مى‏پذيرم نه هرگز . اگر هم كسى پيدا شود و اينگونه با خويشتن مبارزه كند ، ما چه سختى ميتوانيم با او داشته باشيم

بگذار تا بميرد در عين شكّ پرستى

حال كه واقعيّت دو موضوع « من » و « جز من » ثابت شد ، فاصله‏اى با اثبات ارتباط اين دو واقعيّت با يكديگر وجود ندارد ، زيرا نه « من » در خلأ

محض ميتواند وجود داشته باشد ، زيرا سطوح ظاهرى آن كه مجاور طبيعت « جز من » است از عوامل خارج از خود متأثّر ميشود و دگرگون ميگردد . و نه واقعيّت « جز من » از من بريده و مرا بحال خود ميگذارد .

اگر كسى اين اصول مزبوره را كه بديهى‏ترين قضاياى مطروحه براى انسانها است بپذيرد [ و هيچ راهى براى عدم پذيرش ندارد ] مؤثّرترين گام را براى رهائى از « شكّ‏پرستى » كه مهلك‏ترين بيماريهاى مغزى و روانى است برداشته است ، زيرا پس از جدّى تلقّى‏كردن اصول مزبوره مجبور است كه جدّى بودن نظم و قانون در هستى را بپذيرد . پس از پذيرش اين اصل هيچ عذر و بهانه‏اى وجود ندارد كه مجوّز بى‏اعتنائى به ثبات نظم و قانون در هستى با حاكميّت حركت و تحوّل بر همه موجودات عالم هستى بوده باشد . اگر كسى نتواند ثبات نظم و قانون را خارج از جويبار متغيّرات درك كند ، مجبور است در هر نقطه‏اى از آن متغيّرات يك تناقض امكان‏ناپذير را قبول كند زيرا چنين شخصى بايد ثبات را از ذات متغيّر درآورد ، يا ثبات را در ذات متغيّر بجويد زيرا

شد مبدّل آب اين جو چند بار
عكس ماه و عكس اختر برقرار

براى حل اين مسئله نه خنده دموكريت مورد نياز است و نه گريه هراكليد و خيّام شاعر و ابو العلاء معرّى اديب ، بلكه با كمال صراحت و بدون احساس علم‏زدگى بيخبرانه از علم ، بايد بگوئيم : اين ثبات مربوط به فوق طبيعت است و بس . اينست بزرگترين و نيرومندترين عامل رفع ظلمات شكّ و ترديدى كه دامنه آن تا انكار خويشتن كشيده ميشود . اين عامل رفع ظلمات شكّ موقعى بكار مى‏افتد كه جويندگى آدمى شروع شود و دست از طلب برندارد تا مطلوبش را بيابد . ما نبايد آن تيره‏روز خود فريب باشيم كه نخست براى پيدا كردن كمال مطلوب راه مى‏افتد و ميگويد : « من واقعيّت را ميجويم » ، « من به حقيقت عشق ميورزم » ، « من مشتاق دلباخته كمالم » و فقط واقعيّت و حقيقت و كمال را ميجويم و تنها براى وصول بآنها راه مى‏پويم ، ناگهان از آن مطلوب روى ميگرداند و دور خويشتن طواف مى‏كند دروغ ميگويد كسى كه ميگويد : « من حقيقت را جستم پيدا نكردم » زيرا ورود به مسير جستجو همان ، و تابش نور هدايت‏كننده بر آن مسير همان . نابينا آن كسى است كه نور الهى را در خود جستجو و تكاپو نتواند ببيند

دوست دارد يار اين آشفتگى
كوشش بيهوده به از خفتگى

اندرين ره مى‏تراش و مى‏خراش
تا دم آخر دمى فارغ مباش

گرچه رخنه نيست در عالم پديد
خيره يوسف‏وار ميبايد دويد

وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا 1 ( كسانى كه درباره ما مجاهدت بورزند ، ما البتّه آنانرا به راه‏هاى خود هدايت خواهيم كرد ) .

وعده مؤكّد خداوندى است . بنابراين اگر جوينده‏اى را ديديم كه به مطلوب نرسيده است ، يقين بايد بدانيم كه او جوينده نبوده است . يا جويندگى وى با خودخواهى‏ها و تعصّب و كجرويها مخلوط گشته است كه نتوانسته است به سر منزل مقصود برسد

سَعُْيُكُمْ شَتَّى تناقض اندريد
روز ميدوزيد و شب برميدريد

98 ، 103 فيا لها أمثالا صائبة و مواعظ شافية ، لو صادفت قلوبا زاكية ، و أسماعا واعية و آراء عازمة و ألبابا حازمة [ اين مطالب كه گفتم ] ( چه مثل‏هائى است صحيح و مطابق واقع و چه پندهائى است شفادهنده انحرافات و بيماريهاى درونى ، اگر دلهاى پاك و گوشهاى شنوا و افكار جدّى و عقول حسابگر وارد شوند ) .

-----------
( 1 ) . العنكبوت آيه 69 .

نوشته شده توسط بارقه در 86/05/29 و ساعت 15:43 لینک

 


template desinged Bye http://rss.blogfa.com