تبليغاتX
بارقه های امید - اگر شما بودید چه می کردید

سلام بعد از دو هفته تاخیر. خوب چه کار می کنید با نبودن های ما. من که حسابی دلم برای نوشتن و نظرات شما تنگ شده. اما فکر می کنم اول ماه مبارک شروع خوبی برای یک آغاز دوباره باشه. یک آغاز مبارک. توی این ماه خیلی از نگاه ها از زمین به سمت آسمان بر می گرده و فرصت خیلی خوبیه که بیشتر فکر کنیم. به همه چیز و مهمتر از همه به رفتارمون. برای همین یک ماجرای واقعی را براتون نقل می کنم. دلم می خواهد بدونم اگر تک تک شما جای اون آدم بودید چه می کردید و از نظر  شما بهترین عکس العمل در مقابل این موقعیت چی می تونه باشه  آیا شما به همین بهترین نحو عمل می کردید ؟؟

فرض کنید شما در موقعیت این خانم الف هستید. خوبه این خانم الف را بهتر بشناسید خیلی ساکت و آرامه اصلا اهل جنجال و سر و صدا و داد و هوار نیست معمولا برخورد اولیه اش با آدمها خیلی دوستانه است و با لبخند شروع می شه. خب این خانم الف یک روز آفتابی که خیلی سر حاله داره برای یک مصاحبه موفقیت آمیز همه چیز را توی ذهنش مرور می کنه تا همه چیز عالی بر گزار بشه و در انتهای اتوبوس نشسته است. بعد از مدتی یک دفعه خانم ب وارد اتوبوس می شه و خانم الف تا به حال هم این خانم را ندیده . کنار خانم الف جای زیادی برای نشستن دو نفر وجود داره که خانم ب با داد و فریاد می گه که" چرا تکون نمی خوری ، آدم پرو بی شخصیت  و..... " خانم الف خیلی جا می خوره و بلند می گه خب کجا برم این همه جا اما برای ختم جنجال به کنار می ره و جا را باز می کنه اما خانم ب به جای اینکه در محلی که برایش باز شده بنشیند به زور خودش را در جهت مخالف و کنار خانم الف می چپاند. خانم ب بسیار عصبی است و با کوچکترین حرکتی آماده دعوا و  کتک کاری است.

 خانم ب خیلی بی قراری می کند و هی به خانم الف  به بهانه اینکه  وسایلش گم شده می گوید آنطرف تر برود یا دستش را بلند کند خانم الف  عصبانی می شود  و تا حدود زیادی بهش بر می خورد و صندلیش را عوض می کند اما خانم ب دست بردار نیست و حسابی قاطی می کند که "ای تروریست ای جاسوس ای......( و خیلی خیلی بدتر از اینها که  سانسور شده) وقتی خودت را جای بقیه جا می زنی باید فکر اینجا ها را هم می کردی "و تا وقتی که پیاده شود همین طور در اتوبوس فریاد می زند و بد و بیراه می گوید. عکس العمل بقیه مردم هم جالب است همه خانم الف را دعوت به خونسردی می کنند و می گویند هیچی نگو و اشاره می کنند که این آدم قاطی است. خانم الف هم تا آخر این کار را می کند و جالب اینکه این خانم ب تا 2 مسیر دیگر همین طور خانم الف را تعقیب می کند و بعد لطف خدا شامل خانم الف شده و در نزدیکی های محل مصاحبه خانم ب از خر شیطان پیاده می شود و دست از تعقیب بر می دارد.

خانم الف در این ماجرا ابتدا بهم می ریزد و بعد به این فکر می کند شاید این امتحان خدا بوده و بعد این قضیه برایش مطرح می شود که آیا این صبرش برای خدا بوده و یا نه و بعد به این فکر می کند که عکس العمل یک آدم خدا شناس و درسی که از این موضوع می گیره چی می تونه باشه. خانم الف خیلی به مصداق عباد الرحمن فکر می کند  که اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما. یعنی نه تنها بد و بیراه نمی گویند بلکه کریمانه هم جواب می دهند.

عکس العمل شما در موقعیت چی می تونست باشه؟ به نظر شما رفتار خانم الف باد چه طور می بود؟

نوشته شده توسط بارقه در ساعت 15:34 | لینک  |