2 هفته قبل از انتخابات تحلیل یک سایت عربی درباره رقابت احمدی نژاد با موسوی را ترجمه کرده بود و تیتری با این مضمون زده بود: 2 بر 1به نفع احمدی نژاد. خبرش را نشانم داد و عکسش را نیز. نگاهی کردم و گفتم خوبه! بعد پارچه سبز دور دستش را دیدم و بهش گفتم تو که به خودت 2 تا گل زدی! جوابی نداد.
قصه خیلی از رسانه های ما و آدم هایی که ادعای دین و جمهوری اسلامی دارند همین است.قبل از انتخابات، جو رسانه هایی که پول دولت را می خورند و در ظاهر طرفداری دولت را می کردند، کفری ام می کرد. به خصوص برای منی که که تا دو هفته قبل از انتخابات تقیه کامل کرده بودم و خط و ربط های خیلی ها دستم آمده بود. قلم های رسمی چیزهایی می نوشتند و قلم های فرعی کانون پخش شایعه بودند و حرف آخرشان چه بود؟ اینکه چهار سال پیش، هفته ای یک بار رستوران می رفتیم و الان 2 هفته یک بار! دل آدم بیشتر از این می سوخت که دزدی ها و خیانت های خاتمی ها و موسوی ها را قبلا مو به مو برایم شرح داده بودند و نهایتا کینه احمدی نژاد به دل گرفته بودند... این روزها برای آدم ها نرخ می گذارند آدم ها خرید و فروش می شوند. به خصوص آدم های رسانه ای... یک نمومه اش زیر نویس شبکه 3 برای اطلاع رسانی تجمع طرفداران موسوی در خیابان آزادی بود که بعدش آن همه تخریب شد و آنهمه جنایت.
این روزها به چشم می بینم خیلی از آنهایی که خبر می زنند و وظیفه دارند افکار عمومی را آرام کنند خودشان بمباران تبلیغاتی شده اند و دست هایشان به وضوح می لرزد. یادمان نرود ما پیرو همان امامی هستیم که از پاریس به تهران سوار هواپیمایی که هر لحظه ممکن بود رژیم شاه آن را بزند با آرامش کامل نشسته بود و هیچ احساسی نداشت که به خبرنگار بگوید. ما که سنمان به زمان بنی صدر نمی رسد تا بگوییم داخل دانشگاه با جوان های حزب اللهی چه کردند، چه طور کتکشان زدند و از پشت بام پرتشان کردند. اما سن دانشجوییمان به سالگردهای 18 تیر در دانشگاه تهران و کوی دانشگاه می رسد و عکس ها و خبر هایشان به دستمان می رسید و میتنگ هایی را از نزدیک می دیدیم که سعی داشت تک تک ما را مایوس و دشمن نظام کند. آنهایی که الان علم موسوی را به دوش گرفته اند و قصه قانون و آزادی و حقوق بشر را می خورند زمان خاتمی، همه اینها را عملا تعریف کردند. آزادی یعنی فقط خودشان. دموکراسی یعنی اینکه هر چه آنها و 4 نفر اطرافشان بگویند. حالا دموکراسیشان شده این رییس جمهور زورکی و بادکنکیشان که خودشان هم به یقین می دانستند رای نمی آورد. حالا که رای نیاورده به زور و با آشوب می خواهند رییس جمهورش کنند! تعریف دموکراسی از دید آنهایی که هفته قبل از انتخابات قاهره رفتند و یا آن دیگری که 3 روز قبل از انتخابات لندن رفت و بعدش بلند گو به دست سر دسته آشوب ها شد، یعنی هر چه ما بگوییم! آنها نمی توانند بپذیرند که حق رای آنها با آن زن بی سواد روستایی برابر است. آنها فکر می کنند بیشتر می فهمند. آنها بیشتر می خواهند. حالا چون کارشان با قانون جلو نمی رود از راه بی قانونی جلو می روند. قبل از انتخابات دم از ولایت فقیه و پیروی خط امام می زدند و پس از آن حرف های رهبری را علنا زیر پا گذاشتند. شما کدام یک از این آقایان پیرو خط امام را در نماز جمعه دیدید؟ چرا آقای موسوی رسما خط خودش را از آشوب های خیابانی جدا نکرد؟ چرا در جلسه شورای نگهبان حاضر نشدند؟ صندوق ها که در حضور خودشان باز شماری می شد و بهانه ای برای تقلب ، پارتی بازی یا جهت گیری شورای نگهبان نداشتند.

دوستان مذهبی و طرفدار جمهوری اسلامی! این قدر دست و دلتان نلرزد. همه چیز روشن است. ما هم خبرهای آن طرف را خط به خط دنبال می کنیم. ما هم از نا امنی ناراحتیم. اما آبرویی بیشتر از رهبر مان که نداریم. اگر پیرو ولایت فقیه هستید حتما سخنان ایشان را شنیدید که خطاب به حضرت ولی عصر گفت که با تمام توان و جان و آبرویش در صحنه است. ما هم پشت سر ایشان. پشت سر ولایت فقیه باشید تا به جهموری اسلامی آسیب نرسد. به خداوند توکل کنید. تاریخ صدر اسلام تکرار می شود. یا لیتنا کنا معکتان را حسابی برای این روزها ذخیره کرده اید؟ آن قدر اعتمادتان به خدا زیاد هست که در فتنه ها دست و دلتان نلرزد و یک باره سر از پیروان عایشه در نیاورید؟
پی نوشت:
1- امروز نزدیک بود دست زنی لای در اتوبوس بماند که توی ایستگاه های بی آر تی مسئول نظم سوار شدن مسافرها است . زن دیگری تا این صحنه را دید شروع کرد به داد و فریاد که بعله احمدی نژاد به اینها کار داده و دست این بدبخت ها لای در اتوبوس می ماند! بعدترش گفت طرفدار های موسوی همه فرهیخته و با سوادند و اهل شلوغ کاری و اغتشاش نیستند و اینها خود بسیجی های نظام هستند که شلوغ می کنند! در این میان زنی از ته اتوبوس گفت من مسیحی ام و به موسوی رای دادم. زنک شاهدش از غیب رسید که آی مردم دیدید گفتم همه فرهیخته اند این خانم مسیحی هم به موسوی رای داده! یکی دیگر گفت آقاجان مگر بهایی ها آدم نیستند؟ همه شان به کروبی رای دادند پس کروبی حداقلش 7 میلیون رای داشت! اتوبوس که میدان فردوسی رسید همان خانمی که اولش گفته بود همه طرفدار های موسوی فرهیخته اند وقتی گروه های امنیتی را دید شروع کرد به فریاد زدن که آی آمده اند ما را بکشند که به اتنخابات اعتراض داریم. بعد گلویش را می دراند که بکشید ما را بکشید ما را!
2- حضرت علی (ع) در نهج البلاغه در توصیف فتنه های زمان عمر و ابوبکر توصیف جالبی دارد: کراکب الصعبة ان اشنق لها خرم و ان اسلس لها تقحم. مانند سوار شتری بودم که اگر مهار حیوان سرکش را محکم بکشی بینی اش شکافته می شود و اگر سست بگیری دیگر کسی جلو دارش نیست. رهبری ما الان در چنین موقعیت حساسی است.
3- راستی بارقه های امید از هفته گذشته ترکانده است ها! روزی 450 بازدید کننده، خود من را هم شوکه کرده است...

