اگر فکر می کنید دست از ماجرای خانم الف و ب بر می دارم سخت در اشتباهید
ماجرای خانم الف و ب یک ماجرای ساده نیست که یک روز توی اتوبوس برای یک نفر اتفاق افتاد و تموم شد .پرسیده بودم بهترین رفتاری که خانم الف می تونست داشته باشه چی بود؟؟ من جواب شما را با یک حدیث می دهم: مومن کسی است که هم خشمش و هم شادیش فقط برای خدا باشد. فرض کنید که خانم الف خیلی پر زور و پررو اصلا یک کاتا کار حرفه ای که تو سیم ثانیه می تونست خانم ب را بهم بپیچونه و پدرش را در بیاره. این آخر قضیه است اما سئوال من اینکه خانم الف برای چی عصبانی و یا ناراحت شد؟ برای خودش ناراحت شده بود که شخصیتش زیر سئوال رفته بود و یا برای خدا ناراحت شده بود؟؟!!!بله اگر در این میان یک خانم ج پیدا می شد که از رفتار خانم ب با یک بنده خدا عصبانی شده بود و برای خدا صدایش را بلند می کرد و از حقی دفاع می کرد می شد گفت این خشم برای خدا بوده.
می دونید اشکال کار ماها کجاست؟؟؟ مایی که دم از پیغمبر و ولایت علی می زنیم. این علاقه لقلقه زبانمون است. خدا در قرآن به پیغمبر می گوید انک لعلی خلق عظیم( جالبه در قرآن دنیا قلیل است و اخلاق پیغمبر عظیم) شکمبه بر سر پیغمبر می ریختند و دم نمی زد تازه وقتی ان شخص بیمار شد به عیادتش هم رفت بچه ها با سنگ او را می زدند و مجروح می کردند به او توهین می کردند و اعتراض نمی کرد. چون خشمش برای خدا بود. شما فکر می کنید اینها نشانه ضعف پیغمبر بود؟؟؟ اگر جایی با خودت حساب دو دو تا چهار تا کردی و گفتی فلانی عجب آدمیه چرا با من اینجوری حرف زد و چرا اینجور با من رفتار کرد و من باید فلان کار را می کردم. بدونید تا وقتی این من توی ذهنتون بزرگه به همون اندازه خودتون کوچیکید و نشانی از اخلاق رسول الله ندارید. بابا جون مسلمان ها و مومنان باید با هم باشند. این من من کردنهای ما در ورود شیطون به روابط ماست تا دوستی ها بپاشد و جایشان را کدروت بگیرد. فرض کنید اون خانم ب قاطی مریض و یا به قول قرآن جاهل. خدا حتی در برخورد با این آدمها هم میگه بندگان خداوند رحمان با این آدمها هم کریمانه برخورد می گویند و در جواب خطاب آنها سلام می کنند.
این یک طرف قضیه بود اگر کمی خانم الف و ب را بزرگتر کنیم عکس العمل خانم الف باید عوض شود. چه طوریش را توی پست بعدی توضیح می دهم.

