دوباره می رم سراغ خانم الف و ب(دوستانی هم که در جریان ماجرای خانم الف و ب نیستند بدونند که خانم الف یک روز در اتوبوس مورد حمله روانی خانم ب قرار می گیره بدون اینکه اونو بشناسه و یا کاری باهاش داشته باشه. دو پست هم در این باره نوشته شده: اگر شما بودید چه می کردید و رفتار ما)
فرض کنید داد و فریاد خانم ب و انگ تروریست زدن به خانم الف به دلیل مشکلات روانی و یا سرخوردگی از جایی و یا عقده های سر باز کرده نباشد. مثلا فرض کنید به قول یکی از دوستان خانم ب یک جیب بر ماهره که در ظاهر یک صلح طلب بد اخلاق ظاهر شده. تا خانم الف را تلکه کنه. اگر خانم ب بتونه خانم الف را بهم بریزه و در موضع انفعال قرار بده در همین شلوغی به راحتی به هدف خودش می رسه. خانم الف باید حواسش باشد یک بعد از اخلاق رسول الله رافت و رحمت است بعد دیگرش هشیاری و و باج ندادن
حالا بیایید با هم این خانم الف و ب را بزرگتر کنیم. منظورم از بزرگی چاق کردن اونها نیست مواظب باشید نترکند. می تونید خانم الف و ب را در قالب دو شرکت تجاری رقیب ببینید که شرکت ب با هیاهو و خراب کردن شرکت الف می خواهد قدرت و انحصار خودشو بیشتر کنه در این میان اگر شرکت الف به موضع انفعال پناه ببره و یا توجهی نکنه دقیقا در جهت هدف شرکت ب قدم برداشته.

حالا باز هم خانم الف و ب را بزرگتر کنید باز هم بزرگتر. بابا چه قدر ناخن خشکید باز هم بزرگتر خوبه. {جنسیت خانم الف و ب را کنار بگذارید}حالا فکر کنید این مسئله مربوط به موضوع دو کشوره و دو آقای رئیس جمهور الف و ب داریم. خب حالا آقای ب زورش زیاده همه هم ازش حساب می برند چشمش هم به همه دنیاست. زور می گه منطق نداره راه و بی راه هم بر چسب می چسبونه حامی تروریست، مخالف صلح، جنگ طلب، افراطی و... در حالی که خودش همه این صفات را داره و فرافکنی می کنه. آقای الف اگر از کوره در بره و بخواهد فحش های خودشونو جواب بده و یا نه اصلا کم بیاره و بگه آقا ما تسلیم، غلط می کنیم انرژی هسته ای داشته باشیم اصلا ما نوکر شما هر چی شما بگید آقای ب و دار و دسته اش پررو تر می شوند می بینند این حربه جواب داد 2 روز بعد میایند می گند آقا باید در مراکز تحقیقاتیتون را هم تخته کنید اصلا هر چی ما بگیم و در این صورت فاتحه .اما آقای الف خیلی زرنگ تر از این حرف هاست به جای این کار ها و عقب عقب رفتن. میاد کل حیثیت آقای ب را زیر سئوال می بره دروغ هاشون را رو می کنه. اصلا می ره تو کشور خودشون و حسابی پنبه شون را رشته می کنه. جلوشون هم می ایسته و می گه عددی نیستید نه از تحریمتون می ترسم و نه از جنگتون. البته از اون طرف هم حواسش جمعه، یار گیری را فراموش نمی کنه کسانی که دلخور بودند و جرات حرف زدن نداشتند را هم شیر می کنه. کلا توپ را توی میدون آقای ب می اندازه و میگه حالا شما بازی کن. رفتار آقای الف در اینجا هم کاملا مطابق با رفتار رسول خداست. چون پشتش به خدا گرم است چون روی حرفشش می ایستد و به این نکته اعتقاد دارد که الموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاة فی موتکم قاهرین.
خب اگه گفتید جواب معمای آقای الف و ب چی می شه؟؟؟ آقای الف می شه................. آقای احمدی نژاد و آقای ب می شه ................آقای بوش
(نه خداییش فکر می کردید از خانم الف و ب به اینجا برسم اونهم چه قدر دقیق الف و ب انتخاب شده بود. خداییش حال کردید. )

